![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 13:10 توسط متاهل |
|
|
ممکن است رابطه شما با همسرتان رابطه بسیار خوبی باشد اما اگر مانند بسیاری از زن و شوهرها، در اولویت قرار دادن هر چیز و هر کس و بیاهمیت جلوه دادن یکدیگر، برایتان بسیار ساده است، نگران نباشید، زیرا با هوشیاری، به راحتی میتوانید به مسیر اصلی بازگردید.
هنگامی که همسرتان برای سومین هفته متوالی نشتی شیر آب را تعمیر نکرد، شما شکایت او را پیش بهترین دوست خود میکنید. یا اتفاقا مادر شوهرتان اظهار میکند: چرا شما دو نفر همیشه در مورد برنامهریزی برای تعطیلات با هم مشاجره میکنید؟ و در اینجاست که متوجه میشوید همسرتان شکایت کرده است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 13:2 توسط متاهل |
|
|
سلام من تا دیشب فکر می کردم که خدا با من قهر کرده دیگه نگاهم نمی کنه ولی دیشب فهمیدم که این منم که خدا رو فراموش کردم دیشب وقتی با عزیز ترین کسم صحبت میکردم یه احساس غریبی داشتم آرو بودم آرامشی که هیچ وقت نداشتم احساس کردم خدا هم به من میخنده و میخواد یه فرصت دوباره بهم بده
برام دعا کنین |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 12:56 توسط متاهل |
|
|
دو تیم ایران و تركیه از ساعت 18 به وقت محلی (14:30 به وقت ایران) در ورزشگاه جلان بسار به مصاف یكدیگر رفتند. این بازی 4 بر 2 به سود تركیه به پایان رسید. این نتیجه در حالی رقم خورد كه ایران در نیمه اول پس از اینكه ابتدا یك گل دریافت كرد، توسط فاطمه خلجی و شیرین افلاكی 2 گل به ثمر رساند تا با برتری 2 بر یك به رختكن برود. در نیمه دوم، تركیه 2 گل دیگر به ثمر رساند كه البته گل آخر این تیم در دقیقه 83 زده شد تا ایران در گام اول، 4 بر 2 مغلوب شود. ملی پوشان ایران در بازی دوم خود یكشنبه مقابل گینه نو قرار خواهند گرفت. سپ بلاتر، رئیس فیفا، از نزدیك شاهد دیدار فوتبال نوجوانان ایران و تركیه بود. وی در ابتدا به دلیل نوع پوشش بازیكنان ایران قصد داشت مانع برگزاری بازی شود؛ اما با صحبت های محمد علی آبادی رئیس و بهرام افشارزاده دبیركل كمیته المپیك ایران، به برگزاری این مسابقه رضایت داد. بلاتر به قدری از این موضوع عصبانی بود كه بارها در نیمه اول به علی آبادی و افشارزاده گفت كه مخالف حضور ایران با این پوشش است. این موضوع اما به همین جا ختم نشد. رئیس فدراسیون بین المللی آن قدر عصبی بود كه افشارزاده و علی آبادی مجبور شدند در فاصله استراحت 15 دقیقه ای بین دو نیمه با او صحبت و بلاتر را قانع كنند. سرانجام با توضیحات رئیس و دبیركل كمیته، بلاتر قانع شد كه ایران با حجاب در این بازی به میدان برود. این ماجرا البته 2 روز قبل از بازی نیز مطرح و باعث شده بود ملی پوشان ایران و مربیان تیم تا دقیقه 90 در استرس بازی كردن یا به میدان نرفتن باشند. ![]() مسابقه تیم فوتبال بانوان ایران در برابر تركیه ![]() ![]() ایول فوتباله یا تکواندو! ![]() ![]() مسابقه تیم فوتبال بانوان ایران در برابر تركیه ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 13:22 توسط متاهل |
|
|
این داستان زندگی منه یه داستان واقعی بدون هیچ مبالغه ای
نمی دونم چرا ما جوونا وقتی کسی یا بهتر بگم یه بزرگتر حرفی که به نفع ماست رو بهمون میگه یا تجربه هاشو در اختیارمون میاره بهمون بر میخوره یا میگیم باز فاز نصیحت گرفته یا اینکه طرف خودش همه کار کرده حالا که به ما رسیده میگه گناه داره یا نکن بد میبینی ما همه اینطوری هستیم این داستان رو برا شمایی که مثل منین مینویسم نه قصد نصیهت دارم نه چیز دیگه فقط میخوام بگم تجربه را دوبار تجربه کردن غلط است تروخدا با منطق و چشم باز تصمیم بگیرین من نغمه هستم ۲۱ سالمه من توی یه روز برفی و یه خانواده ی متوسط بدنیا اومدم کودکی خوبی نداشتم چون یه جورایی با بقیه فرق داشتم حتی فاصله سنی من با اعضا دیگه ی خونه خیلی بود وقتی بدنیا اومدم بابام ۶۷ و مادرم ۴۴ ساله بودن دیگه بقیه رو خودتون حدس بزنین من توی دوراهی بزرگ شدم چون پدر و مادر من از دو فرهنگ کاملا متضاد هم بودن . به خاطر همین من مجبور بودم پیش بچه های مادرم یه جور رفتار کنم و پیش بچه های پدرم یه جور دیگه و همین باعث شد خودم و شخصیتم رو گم کنم و اعتماد به نفسم از دست بره من هنوزم احساس پوچی و حقارت میکنم .اما با همه ی اینها تا زمانی که مادرم بود همه چی خوب بود اما تنهایی من بعد از رفتن مادرم ۲ برابر شد پدرم هم که ... فکرشو بکنید یه دختر ۱۰ .۱۱ ساله با یه پدر ۷۷ ساله زندگی کنن پدری که خوب بود و مهربون اما نمی تونست منو درک کنه منی که تازه پا به نوجوونی گذاشته بودم و خیلی شر و شور بودم من با عقاید و افکار پدرم غریب بودم اون کمه کم ماله ۷ نسل قبل بود و من امروزی همیشه حسرت داشتم باید اعتراف کنم به دوستام حسودی می کردم اگه توجیح نباشه حقم داشتم ما اصلا همو درک نمی کردیم و این باعث شد که از هم دور و دور شدیم من از بچه گی به تنها بودن عادت داشتم اما تنهایی روح کجا و تنهایی جسم کجا پدرم به خاطر کارش مجبور بود منو تنها بزاره من خلایی رو که داشتم با یه کامپوتر پر کردم و همه چیز از اینجا شروع شد با اینترنت آشنا شدم و چت رفته رفته از پدرم دور میشدم و به چت کردن وابسته
بقیه مطلب رو بعدا براتوون مینویسم دوستتون دارم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 13:13 توسط متاهل |
|
|
دوستان خوبم سلام عیدتون مبارک
من که لیاقت و سعادت نداشتم اما امیدوارم که نماز روزه های همه تون قبول شده باشه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 12:45 توسط متاهل |
|
|
سلام من بازم اومدم منو که یادتونه دختری از جنش تنهاییم الان حدود ۲ -۳ سالی هست که وبلاگمو پاک کردم اما دوباره اومدم با مطالب جدید و یه اخطار به جوونا اونم اینه که ازدواج نکنین چون................
ازدواج تازه اول بدبختیه و محدودیت برای دو طرف یادتون باشه ما جوونای ایران تا سرمون به سنگ نخوره حرف هیسکی رو قبول نداریییییییییییییییییییییییییییییییییمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 15:43 توسط متاهل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1390 مهر 1389 |
| نویسندگان |
|
متاهل عسل |
|
RSS
|