تبليغاتX
ازدواج اول بدبختی
عکس های طنز از روشهای جالب برای خود کشی
عکس های طنز از روشهای جالب برای خود کشی 

عکس های طنز از روشهای جالب برای خود کشی - www.taknaz.ir

عکس های طنز از روشهای جالب برای خود کشی - www.taknaz.ir

عکس های طنز از روشهای جالب برای خود کشی - www.taknaz.ir

عکس های طنز از روشهای جالب برای خود کشی - www.taknaz.ir

عکس های طنز از روشهای جالب برای خود کشی - www.taknaz.ir


 
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 13:10  توسط متاهل | 
ممکن است رابطه شما با همسرتان رابطه بسیار خوبی باشد اما اگر مانند بسیاری از زن و شوهرها، در اولویت قرار دادن هر چیز و هر کس و بی‌اهمیت جلوه دادن یکدیگر، برایتان بسیار ساده است، نگران نباشید، زیرا با هوشیاری، به راحتی می‌توانید به مسیر اصلی بازگردید.

چهار ویروس کشنده ی عشقhttp://www.mihannaz.com/

عیب جویی

هنگامی که همسرتان برای سومین هفته متوالی نشتی شیر آب را تعمیر نکرد، شما شکایت او را پیش بهترین دوست خود می‌کنید. یا اتفاقا مادر شوهرتان اظهار می‌کند: چرا شما دو نفر همیشه در مورد برنامه‌ریزی برای تعطیلات با هم مشاجره می‌کنید؟ و در اینجاست که متوجه می‌شوید همسرتان شکایت کرده است.

مشکل چیست؟ بعضی وقت‌ها بیان احساسات نه تنها بسیار خوب، حتی لازم و ضروری است اما عیب‌جویی کردن باعث ایجاد میزان بسیار زیادی انرژی منفی می‌شود. آیا دوست دارید همه فکر کنند که زندگی زناشویی شما یک فاجعه است؟ به چیزهایی که دوست ندارید از یاد ببرید و آنچه سبب پیوند شما در نخستین دیدارتان شد، فکر کنید.

راه حل: از به اشتراک گذاشتن همه جزئیات مسائل خصوصی زندگی زناشویی خود، خودداری کنید. اگر دوست شما شروع به صحبت در مورد عیب‌های شوهرش کرد، با او همدردی کنید اما مسائل خصوصی خودتان را تعریف نکنید؛ مگر اینکه بخواهید شوهرتان را مانند یک فاتح معرفی کنید. به‌علاوه، در جمع‌های خانوادگی به هیچ‌وجه نارضایتی خود را ابراز نکنید و در عوض از هر فرصتی برای تعریف و تمجید آشکارا از یکدیگر استفاده کنید.

 

سندروم بیچاره من

وقتی برای رفتن به یک میهمانی عجله دارید و شما هنوز آماده نیستید و شوهرتان آه می‌کشد یا به شما چشم غره می‌رود، با خونسردی به کارتان ادامه دهید. لطفا از کارهای غیرضروری صرف‌نظر کرده و از برخورد کردن با همسرتان جدا خودداری کنید.

مشکل چیست؟ همانقدر که شکایت کردن به غریبه‌ها کاری ناپسند است، سکوت کردن و تحمل کردن نیز می‌تواند به همان میزان مخرب باشد. وقتی افراد نقش شخص فداکاری را بازی می‌کنند، هیچ کاری صورت نمی‌دهند به‌جز اینکه با مخفی کردن احساسات واقعی خود و بنا کردن دیوار بلند تنفری که از هم پاشیدن آن کاری بس دشوار است، خود را به خطر می‌اندازند.

راه حل: چاره کار بسیار ساده است. هر آنچه احساس می‌کنید را بیان کنید. یک  متخصص مسائل زناشویی و خانواده می‌گوید: گاهی یکی از زوجین در مورد مشکل خود با همسرش صحبت نمی‌کند، زیرا فکر می‌کند این کار چیزی را تغییر نمی‌دهد که این موضوع هم به‌خودی خود یک مشکل محسوب می‌شود. بنابراین، زمانی را به گفت‌وگو با همسرتان اختصاص دهید اما این زمان باید وقتی باشد که هر دوی شما آرام و خوشحال هستید. شرایط را مانند معمایی مطرح کنید که با کمک یکدیگر بتوانید آن را حل کنید.

گاهی یکی از زوجین در مورد مشکل خود با همسرش صحبت نمی‌کند، زیرا فکر می‌کند این کار چیزی را تغییر نمی‌دهد که این موضوع هم به‌خودی خود یک مشکل محسوب می‌شود

در برخی موارد می‌توانید با نگرشی زیرکانه برخورد کنید. ایمی ساوترلند، نویسنده «آنچه مرا درباره زندگی، عشق و ازدواج به فکر فرو می‌برد»، ابتدا شروع به تعریف و ستایش از همسرش می‌کند و با این کار هر بار تغییری جزئی را که او خواهانش است، در شوهرش می‌بیند. مثلا او به جای اینکه لباس‌های چرکش را روی زمین بیندازد، آنها را در سبد رخت‌های چرک می‌اندازد. می‌توانید یقین داشته باشید که پس از مدتی او شروع به تلاش بیشتری می‌کند تا تعریف‌های بیشتری از طرف همسرش دریافت کند. ساوترلند اظهار می‌کند: این موضوع نه‌تنها باعث ایجاد عشق بیشتری می‌شود، بلکه بسیار هم تأثیرگذار است.

 

 دعوا بر سر موضوعات مختلف

 

همسرتان به‌طور مداوم از انبوه کتاب‌هایی که کنار قفسه کتاب‌هایتان انباشته کرده‌اید، به شما شکایت می‌کند و شما هم هر بار متقابلا به او جواب می‌دهید که جدا! آیا تو هم به همه آن 7 دوربین احتیاج داری؟

مشکل چیست؟  بیشتر وقت‌ها جمع‌آوری وسایل همسرتان نشانه این است که من این عمل تو را دوست ندارم، پس همین حالا تغییرش بده! اما درخواست اینکه کسی همه عادات بخصوص خود را رها کند و انتظارات شما را عملی کند، واقعا ناعادلانه است.

راه‌حل: گاهی موضوع مورد بحث در واقع برای یکی از طرفین از اهمیت خاصی برخوردار است. در همه موارد آن را به‌عنوان موضوعی رنج‌آور بپذیرید. اما اگر هر دوی شما مدام در مورد وسایلتان که در واقع آنقدرها هم ارزش ندارند، مشاجره کنید یا اگر به خاطر نداشتن وقت کافی برای دسته‌بندی و جمع‌آوری آنها و توافق درباره اینکه کدام را باید دور بیندازید، گیج و سردرگم هستید، با کمک یکدیگر راهکاری تازه برای مشکلات خود بیابید. برای نمونه، وسایل اضافه را که شامل مجموعه‌کتاب‌های شما و دوربین‌های اضافه همسرتان می‌شود، فروخته و با پول آن تلویزیونی را که هر دوی شما دوست داشتید، خریداری کنید.

 

فاصله زیاد

هر دوی شما مشغله‌های زیادی اعم از کار، فرزندان و سرگرمی‌هایی که در طول روز در خلوت‌تان و برای خودتان انجام می‌دهید، دارید. بدون شک زمانی هم برای استراحت و خواب نیاز دارید.

مشکل چیست؟ وقتی کیفیت زمانی را در زندگی زناشویی خود نادیده بگیرید، شما با جدی نگرفتن یا بدتر از آن، وانمود کردن به اینکه اصلا نیازی به کوشش بیشتر برای صمیمی‌کردن ارتباط نیست، روابط زناشویی‌تان را به خطر می‌اندازید. تکرار بیش از حد این کار برای مدتی طولانی می‌تواند منجر به این شود که روزی چشم باز کرده و حتی دلیل ازدواج با هم را به خاطر نخواهید آورد. افراد با عقب نگهداشتن خود به جدایی پاسخ می‌دهند و این مسئله باعث به انحطاط کشیدن زندگی زناشویی می‌شود.

وقتی کیفیت زمانی را در زندگی زناشویی خود نادیده بگیرید، شما با جدی نگرفتن یا بدتر از آن، وانمود کردن به اینکه اصلا نیازی به کوشش بیشتر برای صمیمی‌کردن ارتباط نیست، روابط زناشویی‌تان را به خطر می‌اندازید

راه‌حل: افراد به احترام و خوبی  با مهربانی پاسخ می‌دهند. بنابراین، پریشانی‌ها را از بین برده برای برقراری ارتباطی دوباره، از فرصت استفاده کنید. گاهی اوقات دور از چشم بچه‌ها با هم به پیاده‌روی بروید. اگر عادت ناپسند میخکوب‌شدن جلوی تلویزیون را دارید، حداقل برای 20 دقیقه آن را خاموش کنید و با همسرتان صحبت کنید.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 13:2  توسط متاهل | 
سلام من تا دیشب فکر می کردم که خدا با من قهر کرده دیگه نگاهم نمی کنه ولی دیشب فهمیدم که این منم که خدا رو فراموش کردم دیشب وقتی با عزیز ترین کسم صحبت میکردم یه احساس غریبی داشتم آرو بودم آرامشی که هیچ وقت نداشتم احساس کردم خدا هم به من میخنده و میخواد یه فرصت دوباره بهم بده

برام دعا کنین

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 12:56  توسط متاهل | 

دو تیم ایران و تركیه از ساعت 18 به وقت محلی (14:30 به وقت ایران) در ورزشگاه جلان بسار به مصاف یكدیگر رفتند. این بازی 4 بر 2 به سود تركیه به پایان رسید.

 

این نتیجه در حالی رقم خورد كه ایران در نیمه اول پس از اینكه ابتدا یك گل دریافت كرد، توسط فاطمه خلجی و شیرین افلاكی 2 گل به ثمر رساند تا با برتری 2 بر یك به رختكن برود.

 

در نیمه دوم، تركیه 2 گل دیگر به ثمر رساند كه البته گل آخر این تیم در دقیقه 83 زده شد تا ایران در گام اول، 4 بر 2 مغلوب شود.

 

ملی پوشان ایران در بازی دوم خود یكشنبه مقابل گینه نو قرار خواهند گرفت.

 
سپ بلاتر، رئیس فیفا، از نزدیك شاهد دیدار فوتبال نوجوانان ایران و تركیه بود.
وی در ابتدا به دلیل نوع پوشش بازیكنان ایران قصد داشت مانع برگزاری بازی شود؛ اما با صحبت های محمد علی آبادی رئیس و بهرام افشارزاده دبیركل كمیته المپیك ایران، به برگزاری این مسابقه رضایت داد.
بلاتر به قدری از این موضوع عصبانی بود كه بارها در نیمه اول به علی آبادی و افشارزاده گفت كه مخالف حضور ایران با این پوشش است.

این موضوع اما به همین جا ختم نشد. رئیس فدراسیون بین المللی آن قدر عصبی بود كه افشارزاده و علی آبادی مجبور شدند در فاصله استراحت 15 دقیقه ای بین دو نیمه با او صحبت و بلاتر را قانع كنند. سرانجام با توضیحات رئیس و دبیركل كمیته، بلاتر قانع شد كه ایران با حجاب در این بازی به میدان برود.

این ماجرا البته 2 روز قبل از بازی نیز مطرح و باعث شده بود ملی پوشان ایران و مربیان تیم تا دقیقه 90 در استرس بازی كردن یا به میدان نرفتن باشند.


مسابقه تیم فوتبال بانوان ایران در برابر تركیه



ایول big grin

فوتباله یا تکواندو!





مسابقه تیم فوتبال بانوان ایران در برابر تركیه





 
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 13:22  توسط متاهل | 
این داستان زندگی منه یه داستان واقعی بدون هیچ مبالغه ای

نمی دونم چرا ما جوونا وقتی کسی یا بهتر بگم یه بزرگتر حرفی که به نفع ماست رو بهمون میگه یا تجربه هاشو در اختیارمون میاره بهمون بر میخوره یا میگیم باز  فاز نصیحت گرفته یا اینکه طرف خودش همه کار کرده حالا که به ما رسیده میگه گناه داره یا نکن بد میبینی

ما همه اینطوری هستیم این داستان رو برا شمایی که مثل منین مینویسم نه قصد نصیهت دارم نه چیز دیگه فقط میخوام بگم تجربه را دوبار تجربه کردن غلط است  تروخدا با منطق و چشم باز تصمیم بگیرین

 من نغمه هستم ۲۱ سالمه  من توی یه روز برفی و یه خانواده ی متوسط بدنیا اومدم کودکی خوبی نداشتم چون یه جورایی با بقیه فرق داشتم حتی فاصله سنی من با اعضا دیگه ی خونه خیلی بود وقتی بدنیا اومدم بابام ۶۷ و مادرم ۴۴ ساله بودن دیگه بقیه رو خودتون حدس بزنین

من توی دوراهی بزرگ شدم چون پدر و مادر من از دو فرهنگ کاملا متضاد هم بودن . به خاطر همین من مجبور بودم پیش بچه های مادرم یه جور رفتار کنم و پیش بچه های پدرم یه جور دیگه  و همین باعث شد خودم و شخصیتم رو گم کنم و اعتماد به نفسم از دست بره  من هنوزم احساس پوچی و حقارت میکنم .اما با همه ی اینها تا زمانی که مادرم بود همه چی خوب بود اما تنهایی من بعد از رفتن مادرم ۲ برابر شد پدرم هم که ...

فکرشو بکنید یه دختر ۱۰ .۱۱ ساله با یه پدر ۷۷ ساله زندگی کنن پدری که خوب بود و مهربون اما نمی تونست منو درک کنه منی که تازه پا به نوجوونی گذاشته بودم و خیلی شر و شور بودم  من با عقاید و افکار پدرم غریب بودم اون کمه کم ماله ۷ نسل قبل بود و من امروزی همیشه حسرت داشتم باید اعتراف کنم به دوستام حسودی می کردم  اگه توجیح نباشه حقم داشتم

ما اصلا همو درک نمی کردیم و این باعث شد که از هم دور و دور شدیم من از بچه گی به تنها بودن عادت داشتم اما تنهایی روح کجا و تنهایی جسم کجا پدرم به خاطر کارش مجبور بود منو تنها بزاره

من خلایی رو که داشتم با یه کامپوتر پر کردم و همه چیز از اینجا شروع شد با اینترنت آشنا شدم و چت رفته رفته  از پدرم دور میشدم و به چت کردن وابسته

 

بقیه مطلب رو بعدا براتوون مینویسم

                                   دوستتون دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 13:13  توسط متاهل | 
دوستان خوبم سلام  عیدتون مبارک

من که لیاقت و سعادت نداشتم اما امیدوارم که نماز روزه های همه تون قبول شده باشه

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 12:45  توسط متاهل | 
سلام من بازم اومدم  منو که یادتونه دختری از جنش تنهاییم الان حدود ۲ -۳ سالی هست که وبلاگمو پاک کردم اما دوباره اومدم با مطالب جدید و یه اخطار به جوونا اونم اینه که ازدواج نکنین چون................

ازدواج تازه اول بدبختیه  و محدودیت برای دو طرف یادتون باشه ما جوونای ایران تا سرمون به سنگ نخوره حرف هیسکی رو قبول نداریییییییییییییییییییییییییییییییییمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 15:43  توسط متاهل | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
شهریور 1390
مهر 1389
نویسندگان
متاهل
عسل
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM